نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای نسیم صبحگاهی بر تو جان افشان کنیم

گر کنی آگه ز حالم خواجه نصرالله را

آن سرافرازیکه دائم دارد اندر شکر خویش

فیض ابر دست او رطب اللسان افواه را

و آنکه با تدبیر رأی او توان گفتن کنون

کز کتان دست تعدی هست کوته ماه را

چون ببوسی خاک درگاهش اگر فرصت بود

عرضه دار احوال این داعی دولتخواه را

گو بسا ابن یمین را آرزو بودست آنک

توتیای دیده سازد خاک آن درگاه را

این زمان چون گشت ممکن یافتن مطلوب خویش

لطف کن بهر رهی بگشا بدرگه راه را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش نسیم صبحگاهی و خواجه نصرالله می‌پردازد. شاعر از نسیم می‌خواهد که حال او را به خواجه نصرالله منتقل کند، کسی که همیشه در حال شکرگزاری است و فیض او به کلام بخشندگی می‌بخشد. همچنین اشاره به تدبیر خواجه دارد که مانع از تعدی و آسیب می‌شود. شاعر از نسیم می‌خواهد که در صورت امکان، برای او فرصتی فراهم کند تا بتواند بر خاک درگاه خواجه بوسه بزند و احوال خود را به او عرضه کند. در پایان، شاعر آرزو می‌کند که با کمک نسیم، راه ورود به درگاه خواجه را بیابد.