نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵١٢ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

کسی کو ز غوغای فقر و نیاز

بغیر از جنابت نجوید مناص

گرش حاجت از تو نگردد روا

وز آن بینوائی نگردد خلاص

یقین دان که رونق ز بازار او

تو بردی و سیمش تو کردی رصاص

به بی آبی او را چو خون ریختی

براینند یکسر عوام و خواص

همی شاید او هم بتیغ زبان

ترا خون بریزد به رسم قصاص

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به فقر و نیاز انسان‌ها اشاره می‌کند و بیان می‌کند که کسی که در فقر است، به غیر از جنابت و نیاز خود، چیزی دیگری نمی‌طلبد. او تأکید می‌کند که اگر نیاز شخص به کمک شما برطرف نشود، او همچنان در محنت و نیاز باقی می‌ماند. همچنین، شاعر بیان می‌کند که شما باعث رونق و ثروت او شده‌اید و اگر او در بی‌آبی و فقر زندگی کند، این بی‌عدالتی به عواطف عمومی و خاص تأثیر می‌گذارد. در پایان، شاعر هشدار می‌دهد که ممکن است او نیز با زبانش به شما آسیب بزند و انتقام بگیرد.