شمارهٔ ۵۵۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سحر گهی متفکر نشسته در کنجی
بفکر آنکه چرا حال من بد است امسال
ز دیده آب روان و ز سینه آه کشان
ز بهر نعمت دنیا و بهر مال و منال
درین میانه اندیشه ها بدل گفتم
بود که نیک شود خاطر پریشانحال
جواب داد و بگفتا بعهد این مخدوم
ز هی تصور باطل زهی خیال محال
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تفکر در مورد حال ناخوشایند خود میپردازد و از احساسات داخلیاش میگوید. او به این فکر میکند که چرا در این سال حالش خوب نیست و به جای نعمتهای دنیوی و مال و منال، به جستجوی آرامش خاطر میباشد. سپس به اندیشههای خود اشاره میکند و به نوعی در پی پاسخی برای بهبود وضعیت روحیاش است. در نهایت، جوابهایی که به ذهنش میآید، نشانهای از خیالات باطل و تصورات نادرست است.