شمارهٔ ۵٩ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آنکس که جوینی و گلیمیش به دست است
گر زین دو فزون میطلبد آز پرست است
بیشی مطلب زانکه درست است یقینم
کان خامه که این نقش نگارید شکستهاست
در وجه معاش تو براتی که نوشتند
تغییر نیابد که ز دیوان الست است
باید به قضا داد رضا اهل خرد را
کان دست بلند است که مالندهٔ پست است
ای دل سپر حزم کنون سود ندارد
دیریست که از شست قضا تیر بجستهست
چون زاغ کمان گوشه نشین باش به دشتی
سیمرغ بدین حیله ز هر دام برستهست
ماهی که ز دریا ننهد روی به ساحل
هرگز نشنیدم که درافتاده به شست است
قوّاده لقب هدهد از آمد شدِ خود یافت
عنقا شه مرغان ز چه از بهر نشست است
کنجی و کتابی و جوینی و گلیمی
هست ابن یمین را خوش اگر پیش تو زشت است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به نکاتی درباره تقدیر و سرنوشت اشاره میکند. او میگوید کسی که به علم و خرد دست یافته، هرگز نمیتواند از سرنوشت خود فرار کند و تغییر در مقدراتش ممکن نیست. شاعر همچنین بر لزوم تسلیم به قضا و قدر تأکید دارد و به این نکته میپردازد که هر موجودی در جایگاه خود قرار دارد و باید به سرنوشت خود راضی باشد. او به مثالهایی از طبیعت اشاره میکند تا نشان دهد که هر کس باید با واقعیتهایی که در زندگیاش وجود دارد، کنار بیاید و به تلاشی بیهوده نپردازد. در نهایت، شاعر به جایگاه و ارزش افراد و آثار آنها در مقایسه با یکدیگر اشاره میکند، و ویژگیهای خاص هر فرد را میستاید.