شمارهٔ ۵٩۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
جهان بگشتم و آفاق سر بسر دیدم
نه مردمم اگر از مردمی اثر دیدم
برین صحیفه مینا بخامه خورشید
نگاشته سخنی خوش بآب زر دیدم
که ای بدولت ده روزه گشته مستظهر
مباش غره که از تو بزرگتر دیدم
کسیکه تاج بسر داشت بامداد پگاه
نماز شام ورا خشت زیر سر دیدم
ز روزگار و جهانم همین پسند آمد
که زشت و خوب و بد و نیک بر گذر دیدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر تجربههای خود از جهان و زندگی را بیان میکند. او به گشتوگذار در جهان میپردازد و در مییابد که انسانها به رغم تفاوتهای ظاهری، مشابهتهای زیادی دارند. او به تصویرهایی از زیبایی و نیکی اشاره میکند که بهطور نمادین با آب زر تجلی مییابند. همچنین، شاعر به زودگذر بودن قدرت و ثروت اشاره میکند و یادآور میشود که هرچه باشد، روزگار و زندگی ترکیبی از خوب و بد است و انسان باید مراقب فریبندگی ظواهر باشد.