نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵٩٨ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

حال خود بر جمال دین سنقر

یک رهی عرض کردم و رفتم

چون امیدم روا نشد غرضش

هم ز خود قرض کردم و رفتم

در وجودش نبود فایده ئی

عدمش فرض کردم و رفتم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عشق و توجه به جمال دین سنقر اشاره می‌کند. او در ابتدا به امید رسیدن به هدفش به سمت او می‌رود، اما چون نتوانسته به خواسته‌اش برسد، از خود و وجودش فاصله می‌گیرد. در نهایت، شاعر به این نتیجه می‌رسد که وجود جمال دین هیچ فایده‌ای برایش ندارد و به همین دلیل از او دور می‌شود.