شمارهٔ ۶٠۴ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روزی گذر فتاد مرا از قضای چرخ
برمنزلی که بار بوددر او یار همدمم
یاد آمدم ز عهد و وفای قدیم او
جائیکه او نهاد بصدق و صفا قدم
باریدم آب دیده و گفتم بسوز دل
کایام خرمی شد و آن زمان غم
بیتو چو تون و تنجه نماید بچشم من
گر بگذرم بروضه رضوان و برارم
گر بیتو زندگی بودم مدتی دراز
دانم که در ریاض طرب کمترک چرم
حقا که بنده ابن یمین را در آرزوت
بر عمر مانده از پس تو هست صدندم
اما همی دهد دل خود را تسلیی
کان چون گذشت بگذرد این روز نیز هم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از گذر کردن به محلی یاد میکند که زمانی با یار و همدمش در آنجا خوش میگذرانده است. او به یاد عهد و وفای قدیمیاش با یار، احساس حسرت و غم میکند. شاعر به یاد میآورد که اگرچه زندگیاش در آن مکان با یار زیبا و شاداب بوده، اما حالا در کنار او نیست و روزهای خوش گذشته را مرور مینماید. او از دلشکستگی و آرزوی بازگشت به آن روزها سخن میگوید، اما در نهایت به تسلی خاطر خود اشاره میکند که این روزهای غم نیز میگذرد.