نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶٠٩ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

سرگشته بهر دانه چه باشم چو آسیا

آمد بسان قطب گه آرمیدنم

تا چند باشم ایفلک دون ز جور تو

بهر دو نان بخدمت دونان دویدنم

خاک ار خورم بهست زمانی هزار بار

کانرا باب روی بباید خریدنم

گر لحم طیر میخورم از دست سفلگان

چون شحم حنظلست بگاه چشیدنم

خاطر ملول گشت مرا ز انتظار انک

تا کی بود بحضرت سلطان رسیدنم

حقا که ملک شاه نیرزد بجملگی

گفتار سرد حاجب و دربان شنیدنم

عنقا صفت بگوشه عزلت شدم که نیست

چون مرغ خانگی سرخواری کشیدنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساس ناامیدی و سردرگمی شاعر است که از شرایط زندگی و unfairness (ناروا بودن) آن رنج می‌برد. شاعر به ستوه آمده و به نوعی خود را چون آسیایی در جستجوی دانه‌ای می‌بیند. او از ظلم و ستمی که بر او رفته، گله‌مند است و از بی‌عدالتی و رفتار سرد دربانان و حاجب‌ها شکایت دارد. حتی اگر خاک بخورد، احساس می‌کند که بایستی برای رسیدن به مقام یا درخواستی درست، بهای سنگینی بپردازد. همچنین، او در انتظار ملاقات با سلطان خسته شده و به عزلت پناه برده، مانند پرنده‌ای خانگی حس می‌کند که از پرواز و آزادی بازمانده است. در کل، این شعر ناله‌ای است از جدایی و بی‌پناهی در دنیایی پر از ستم.