شمارهٔ ۶١٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ظفر نیافت خردمند در جهان روزی
بهیچ فائده دیگر از حضور کرام
زمانه هیچ تعدی نکرد با خاصان
بتر ز صحبت مشتی عوام کالانعام
عهد کردم که بعد ازین همه عمر
غصه روز و رنج شب نکشم
نفس خود را ادب کنم بهنر
رنج و الام بی ادب نکشم
قصه خود بنزد کس نبرم
منت هیچ زن جلب نکشم
لقمه و گوشه ئی کفاف منست
گوشه ئی گیرم و تعب نکشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات بیان میکند که انسان خردمند در زندگی به هیچ نتیجهای نرسیده و حضور دیگران، به ویژه مردم عادی، هیچ فایدهای ندارد. او به این نتیجه میرسد که نباید در زندگی خود را به غصه و رنجهای شبانه وا دارد و تصمیم میگیرد نفسش را به آرامش وادارد و از درد و رنج بیجا دوری کند. او قول میدهد که داستانهای خود را برای کسی بازگو نکند و از منت کشیدن نیز پرهیز کند. شاعر به این نکته میرسد که با داشتن لقمه و گوشهای از زندگی، نیازی به زحمت و سختی بیشتر ندارد.