شمارهٔ ۶١٩ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
فیلسوفی که من در اسرارش
ببد و نیک بود می محرم
گفت پندی سه چار فرمودست
شاه کسری سر ملوک عجم
اولین پند آنکه مالش نیست
هیچ کامی نیابد از عالم
دومین پند آنکه جفتش نیست
نیستش دل بهیچ رو خرم
سومین آنکه نیست فرزندش
نیست تا هست پشت او محکم
چارمین آنکه هر که این هر سه
نیستش نیستش بگیتی غم
گر تو خواهی که خوش گذاری عمر
آنچه یابی بده ز بیش و ز کم
پند چارم گزین که آخر حرفیست
کاندرو هست بیغمی مدغم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، فیلسوفی به بیان چهار پند از شاه کسری میپردازد که در مورد زندگی و شادی است. 1. **مال**: او میگوید که هیچ کس از دنیا بهرهمند نخواهد بود و مال نمیتواند خوشبختی واقعی به ارمغان آورد. 2. **دوست**: دومین پند این است که آدمی باید از دوستان واقعی برخوردار باشد، چون بدون دوست زندگی خرم نخواهد بود. 3. **فرزند**: سومین پند به اهمیت داشتن فرزند اشاره دارد که نشانی از پشتوانه و حمایت در زندگی است. 4. **غم**: در نهایت، اگر کسی این سه چیز را نداشته باشد، غمها و مشکلات زندگی او را در بر خواهد گرفت. فیلسوف به این نتیجه میرسد که برای خوش گذرانی در زندگی، بهتر است آنچه را که داریم، حتی کم و زیادش، با دیگران تقسیم کنیم و از غم و نگرانیها دور باشیم.