شمارهٔ ۶٢٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
گر بدست آید مرا در تیه حیرت یک جوین
قانعم منت پذیر از من و از سلوی نیم
ور پلاسی باشدم از نقش منت بی علم
طالب دیبای چین و اطلس و خارا نیم
دم فرو بستم بکلی از مدیح و از غزل
بشنو از من کز چه معنی در پی اینها نیم
از کسی لطفی نمی بینم که گویم مدح او
بر جمال دلبری هم عاشق و شیدا نیم
نوبهار شادمانی و گل عشرت نماند
بلبلم اندر خزان غم از آن گویا نیم
چون بود در کنج خلوت فکر بکرم همنشین
راست گو ابن یمین در جنت المأوا نیم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از وضعیت حیرت و سردرگمی خود صحبت میکند و میگوید که اگر یک چیز کوچک از حقیقت به دستش بیفتد، از آن راضی است و دیگر در پی زیباییها و ظواهر دنیا نیست. او به مدح و غزل نپرداخته و از کسی که بتواند او را مدح کند، امیدی ندارد. همچنین به نوبهار شادی و گل عشق اشاره میکند و حس غم و اندوه خود را در این فصل بیان میکند. در نهایت، او به خلوت و تفکر درون خود اشاره دارد و میگوید که در آنجا هم احساس نمیکند که در جنت قرار دارد.