نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶٢٣ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گاه آن باشد که باشم پای بر جا همچو قطب

آسمان آخر چو خود سرگشته تا کی داردم

گرچه گردون اینزمان یکسر سخن با من گذاشت

زان چه حاصل چون زمانی بیسخن نگذاردم

در کفم روزی نبیند کس وجوه یک شبه

با همه گو هر که ابر دیدگان میباردم

نه چرا از فقر نالم چون خرد فلاح وار

تخم صبر اندر زمین پاک دل میکاردم

تلخ تخمی کشت و دادم آب شور از دیده اش

لیک می‌دانم که شیرین میوه‌ای بار آردم

بس که گردون را خوش آمد شربت گفتار من

در گلاب دیده هردم چون شکر آغاردم

دائم از روباه بازی خواب خرگوشم دهد

لیک در رخ شیروش در کین دل بگذاردم

هیچ دانی کز چه عیبم گشت گردون کینه ور

زانکه چون ابن یمین ز اهل هنر پنداردم

گرچه دارم نطق عیسی لیک بهر مصلحت

گشته‌ام راضی کزین کون خران انگاردم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و تجربیات خود می‌پردازد. او از پایداری و استواری خود به مانند قطب می‌گوید، اما هم‌زمان احساس سرگشتگی و تنهایی می‌کند. در مواجهه با زمانه‌ای که سختی‌ها و فقر را به او تحمیل کرده، او با وجود رنج‌ها، امید به آینده و ثمره‌های شیرین زحماتش دارد. شاعر به کار سخت و تلاش در زندگی اشاره می‌کند و این‌که هرچند دچار مشکلات است، اما حوصله و صبر در دل خود می‌کارد. او همچنین به بازی‌های دنیا و نیرنگ‌ها اشاره دارد، در حالی‌ که در تلاش برای حفظ صداقت و هنر خود است. نهایتاً شاعر به این نتیجه می‌رسد که با وجود ناملایمات، باید راضی به زندگی بماند و انسانیت و هنر خود را حفظ کند.