شمارهٔ ۶۴۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
الا ایصبا خدمتم عرضه دار
بدرگاه دستور با زیب و زین
سرسرکشان کز بلندی قدر
همی بسپرد تارک فرقدین
اگر بگذرد برق تیغش بکوه
بلرزد چو سیماب در کان لجین
ز بیم سخای در افشان کفش
شود زرد رخ همچو بیجاده عین
بگویش که سوی خراسان خرام
که در دین ز حب وطن نیست شین
همان تا نهد خصم بر سر کلاه
ز ایران برانش بخف حنین
اگر خصم گوید که من چون تو ام
خرد صدق را باز داند ز بین
بصورت بود عین چون غین لیک
بود نهصد و سی کم از غین عین
حسن نیست با عدل تو چون منی
بتیغ ستم خسته همچون حسین
بیا کام ابن یمین را برآر
که در ذمت همتت هست دین
تو در نیکنامی بمان جاودان
که آمد بد اندیش را حین حین
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش و درخواست از یک فرد بزرگ و قدرتمند (دستور) پرداخته است. شاعر از زیبایی و قدرت او سخن میگوید و توصیف میکند که چطور اگر کسی به او نزدیک شود، از ترس قدرتش میلرزد. او همچنین به وطنپرستی اشاره میکند و از او میخواهد که برای حفظ دین و وطن تلاش کند. شاعر در نهایت به نیکنامی و جاودانگی در یادها اشاره میکند و بر اهمیت همت و تلاش برای حفظ ارزشها تأکید میکند.