شمارهٔ ۶۶٨ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
چون به سخن دم زند طوطی طبع خوشم
کز شکر آرد به بار شاخ نبات سخن
مرده صد ساله را زنده کند گر زند
آتش طبعم بر او آب حیات سخن
ز ابن یمین خیره شد چشم خرد کو چسان
کرد چو عیسی به دم زنده رفات سخن
خواست دلم تا سخن پیش بزرگی برد
گفت خرد کامدت وقت وفات سخن
من ز مدیح کسی اجر ندارم طمع
مدحت اینها مرا هست زکات سخن
گرچه ز دیوان کس تا به کنون نامدهست
هیچ براتی مرا بهر صلات سخن
بنده ز دیوان خود از پی هر کس که خواست
در همه عالم روان کرد برات سخن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به زیبایی و تاثیرگذاری سخن طوطیشکل خود اشاره میکند و از قدرت کلامش میگوید که میتواند حتی مردهای را زنده کند. او به خرد و عقل نیز اشاره میکند که در برابر زیبایی سخن حیرتزده میشود. شاعر از این میگوید که اگرچه نمیخواهد به مدح و ستایش دیگران بپردازد، اما سخن او خود نوعی زکات و برکت دارد. در پایان، شاعر بیان میکند که هر چه از دیوان خود به دیگران میدهد، همه از سر شوق و عشق به هنر سخن است.