نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶٨٣ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

که باشد آنکه رساند ز راه لطف و کرم

رسالتی بجناب خدایگان از من

کراست قدرت آن کین سخن فرو خواند

بسمع اشرف سردار شه نشان از من

امیر عالم عادل که به ز مدحت او

کسی سخن نشنیدست در جهان از من

جهان رافت و رحمت امیر شیخ علی

که ذکر خیر کند دائمش زبان از من

بگویدش که ز شه داشتم توقع آنک

هم آشکار کند یاد و هم نهان از من

اگر ز طالع شوریده نیست بهر چرا

نکرد یاد شهنشاه کامران از من

روا بود که جهان کرم ستلمش بیک

مدیح خود بستاند برایگان از من

کسی که با من از اینسان کند تو خود دانی

که واجبش چه بود لیک ناید آن از من

منم که جز بمدیحش سخن روا نکنم

علاقه تا نکند منقطع روان از من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش و درود بر یک شخصیت بزرگ (امیر علی) پرداخته و به نوعی رابطه شاعر با او را بیان می‌کند. شاعر از کرم و رحمت امیر سخن می‌گوید و احساس کند که رسالتی در مراوده با او دارد. او تأکید می‌کند که هیچ کس به اندازه او نتوانسته است درباره‌ی امیر سخن بگوید و در این مسیر، آرزو دارد که یاد و نام امیر به همگان شناسانده شود. شاعر با ابراز ناامیدی از دیگران که کمتر به این شخصیت عالی‌رتبه پرداخته‌اند، تنها به مدح و ستایش او مشغول است و از این کار احساس مسئولیت می‌کند. این شعر نمایانگر ارادت و وابستگی عمیق شاعر به امیر و تمایل او به حفظ و گسترش یاد اوست.