نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧٠٨ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

هست کار سعادت دنیا

راست همچون مناره برفین

آفتاب تموز حادثه ها

برگشاده برو- ز تاب کمین

در تزلزل بنای ارکانش

دل برو کی نهند اهل یقین

ناگهانی ز هم فرو ریزد

که امید ثبات دارد ازین

هر کرا آز پیشوائی کرد

باز نشناخت مهر چرخ از کین

هر زمانش زبان حرص کند

آیتی دیگر از هوا تلقین

ما و یاری و کنج عافیتی

که همینست و بس بهشت برین

اینسخن باور از نمیداری

خیز و رنجه شو و بیا و ببین

زانگروهی که سخره شهرند

تا بدانی که نیست ابن یمین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تحولات و ناپایداری‌های زندگی اشاره دارد و به نوعی تمثیلی از سعادت در دنیا است. شاعر از دلایل ناپایداری و حوادث زندگی سخن می‌گوید و به کسانی که به پیشوایی و رهبری دیگران پرداخته‌اند، هشدار می‌دهد که ممکن است در این مسیر دچار اشتباه شوند. همچنین به حس حرص و تمنای انسان‌ها اشاره کرده و به جستجوی خوشبختی و آرامش در زندگی تأکید می‌کند. در نهایت، از مخاطب می‌خواهد که از نادانی و بی‌توجهی بیرون بیاید و واقعیت‌ها را از نزدیک مشاهده کند.