شمارهٔ ٧١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ایصاحبی که همت بی منتهای تو
آئین جود می ندهد یکزمان ز دست
بگشاد کار خلق جهان کلک لاغرت
ز آندم که بر مصالح خلقان میان ببست
رأی منیرت آب رخ آفتاب ریخت
دست و دل تو رونق دریا و کان شکست
معلوم تست ز آنکه ز دستان بهمنی
بیچاره چاکر تو چو دستان بجان بجست
باران چو تیر گشت روان از گشاد ابر
ز آندم که مهر تیغ زن اندر کمان نشست
هر کس که داشت مهر تواش پشت گرمئی
از باد سرد حادثه ها جاودان برست
تابنده را ز زحمت باران دهی خلاص
بارانی لطیف بدو بخش از آنکه هست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از صفات برجسته و بینظیر یک دوست یا محبوب سخن میگوید که با مهربانی و لطفش، به زندگی دیگران رونق میبخشد. او تأکید میکند که این دوست، با بخشش و جود خود، مشکلات و سختیهای زندگی را کم میکند و به یاری دیگران میشتابد. شاعر همچنین به تأثیر مثبت این محبت و مهربانی بر زندگی و طبیعت اشاره میکند، بهطوریکه مانند بارانی لطیف، آرامش و راحتی را به همراه آورده است. در نهایت، او از قدرت و نور امیدی سخن میگوید که از وجود این دوست حاصل میشود.