نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧١٠ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

یکچند شد که بر هدف دل کمان چرخ

تیر از کمین گشاد و فروبست کار من

وز دور نا موافق و ایام مختلف

آشفته شد چو زلف بتان روزگار من

وز اختلاف گردش گردون دون نواز

اغیار من شدند کنون یار غار من

وز صرصر هموم و دم سرد حاسدان

بی برگ و بینوا چو خزان شد بهار من

با عقل کار دیده که در حل مشکلات

رای ویست مؤنمن و مستشار من

گفتم از آنچه میکشم از دهر شمه ئی

زان پس که در گذشت ز حد اضطرار من

گفتا که مسپر ابن یمین جز طریق صبر

کاینست در حوادث دهر اختیار من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این قطعه به بیان دشواری‌ها و تجارب تلخ خود در زندگی می‌پردازد. او به مشکلاتی که از چرخش روزگار و تغییرات ناگهانی به وجود آمده اشاره می‌کند و وضعیت خود را با زلف زیبای معشوقی مقایسه می‌کند که آشفته است. از دوستی‌های غیر واقعی و بدی‌های روزگار یاد می‌کند و بیان می‌کند که چگونه در برابر حوادث و حسادت دیگران احساس ناامیدی کرده است. او به عقل و درایت خود در مواجهه با مشکلات اشاره می‌کند و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که تنها راه‌حل صبر و تحمل در برابر سختی‌هاست.