شمارهٔ ٧٢۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
سحرگه که در گوش گردون فتاد
خروش خروس و نوای چکاو
روان شد چو زر موکب شیخ عهد
رهی نا روا ماند مانند چاو
گذشتم بناکام از آن بحر جود
روان بر دو رخ از دو چشمم دو ناو
من از ابر جودش طمع داشتم
که چون گل کنم کیسه پر زر ساو
ولی در قمار هوا داریش
مرا گشت الحق درین دور داو
ببختش مسیح و فریدون شدم
بخر رفتم و باز گشتم بگاو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر به تصویر کشیدن صبحگاه و سر و صداهای طبیعی آن است، مانند آواز خروس و نوای پرندهها. شاعر احساس ناامیدی و شکست خود را در زندگی بیان میکند، به ویژه از جود و بخشش الهی. او امید داشته که از این بخشش بهرهمند شود و مانند گلی درخشان شود، اما در این مسیر به خطرات قمار و وابستگیاش به دنیا اشاره میکند که منجر به ناکامیاش شده است. شاعر از درد و رنج ناشی از این ناکامی و مقایسه خود با شخصیتهای تاریخی مانند مسیح و فریدون سخن میگوید.