شمارهٔ ٧۴١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ای فلکقدری که دایم بر بساط حضرتت
خسروان عهد را چون بندگان ساید جباه
باد زیر پای پیل حادثات افکنده سر
هر که طبعش با تو کژ دارد چو فرزین رسم و راه
بنده را در وجه خرجی اسب و استر صرف شد
اینزمان چون وقت رفتن آمدش زین بارگاه
خودتو انصافم بده آخر روا باشد که من
رخ براه آرم پیاده میروم از پیش شاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف وضعیت ناگوار و نابرابری در زندگی میپردازد. شاعر به فلک یا آسمان خطاب میکند و از ظلم و فشارهای زندگی که شاهان و قدرتمندان بر آن حاکم هستند، ابراز نارضایتی میکند. او بیان میکند که در چنین شرایطی، حتی برای خرجیهای ابتدایی مانند هزینه اسب و استر هم دچار مشکل شده و اکنون که زمان ترک دربار فرا رسیده، خود را در موقعیتی دشوار میبیند که باید پیاده، بدون وسایل و تجملات، از پیش شاه برود. شاعر از فلک میخواهد تا انصاف را رعایت کند و تأکید دارد که این وضعیت ناعادلانه و نابرابر است.