نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧۴٣ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای نسیم سپیده دم بگذر

از سر لطف بامداد پگاه

بجناب رفیع افضل دهر

قطب اقطاب شیخ فضل الله

آنکه درشان او بود منزل

آیت رفعت و جلالت جاه

وانگه باشد بخدمتش بر در

پشت گردون بسان حلقه دو تاه

وانکه خورشید رای روشن او

ببرد تیرگی ز چهره ماه

وانکه در حادثات اهل هنر

باجنابش همی برند پناه

برسان بندگی بصد اخلاص

از من دوستدار دولتخواه

پس بگویش چو رای ا نور تو

هست از سر کانیات اگاه

چیست موجب که نیست آگه از انک

هست حال رهی عظیم تباه

زین بتر هم شود اگر نکند

همت خواجه سوی بنده نگاه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نسیم صبحگاهی خطاب می‌کند و از او می‌خواهد که به نزد شخصی محترم و برجسته به نام شیخ فضل الله برود. شاعر به مقام و منزلت او اشاره می‌کند و توضیح می‌دهد که چگونه نور دانش و هنر او می‌تواند تاریکی‌ها را برطرف کند. شاعر از نسیم می‌خواهد تا سلام و بندگی خود را با خلوص نیت به شیخ برساند و او را از حال بنده‌ای که در تنگنا است، آگاه کند. در نهایت، شاعر از این موضوع نگران است که اگر شیخ به او توجه نکند، اوضاع بدتر خواهد شد.