شمارهٔ ٧۴٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
ای تو هر نقش که با خویش مصور کرده
نقشبند قدرش صورت دیگر کرده
دی تو در مدرسه آز بر استاد امل
درسها خوانده و دانسته و از بر کرده
مگسی کرده قی آنرا تو لقب کرده عسل
وز تنعم خورشی زان خوش و در خور کرده
کفن کرم قز آورده و پوشیده بناز
نام آن برد یمن دیبه ششتر کرده
عقدهای صدف آویخته از گردن و گوش
زان گهر ساخته و مایه زیور کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای ظاهری و باطنی انسان میپردازد و بر نقش و اثر هنری که هر فرد بر خود میزند، تأکید دارد. شاعر از قصههای مدرسه و آموختن علم و دانش یاد میکند و نشان میدهد که چگونه انسان با دانش و هنر خود، به مخلوقی زیبا و ارزشمند تبدیل میشود. همچنین به مسائلی مانند لذت جویی از نعمتها و استفاده از زیباییها اشاره میکند، مثل اشاره به عسل و تنقلات خوشمزه. در پایان، به زینتها و زیورآلاتی که از گوهرها ساخته شدهاند، پرداخته میشود که نشاندهندهی ارزش و زیبایی فرد است.