شمارهٔ ٧۶٠ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
شرف دولت و دین زبده اصحاب کرم
ای بذاتت هنر و فضل تولا کرده
ابر کلک گهر افشان تو مانند صدف
دهن آز پر از لؤلؤ لالا کرده
چشم بد دور ز خط تو که هر نقطه او
سطح کافور پر از عنبر سارا کرده
دی ز یاران که چو بختند مقیم در تو
بتولای تو از غیر تبرا کرده
ورقی چند بمن داد عزیزی و برآن
رأی عالیت اشاره بسوی ما کرده
که ز اشعار خود اینچند ورق بیضا را
دارم امید بتو نامه سودا کرده
کردم اثبات بفرمان تو ابیات برو
ز آنچه زین پیشترک داشتم انشا کرده
بجناب تو فرستادم و عقلم میگفت
کای تو بسیار از این ساده دلیها کرده
مثلت هست چو تاجر که رود از پی سود
بسوی بصره و سرمایه ز خرما کرده
تو فرشته صفتی ز ابن یمین در گذران
کلماتی که بر او دیو وی املا کرده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره ستایش و تعظیم شخصیت والایی است که هم در زمینه دولت و هم در زمینه دین دارای هنر و فضایل زیادی است. نویسنده با به کار بردن تصاویری زیبا، مانند مقایسهی شخص با صدفی که مرواریدهایی در آن قرار دارد و اشاره به چشمی که از زیباییهای او دور است، به وصف او میپردازد. همچنین، به دوستی که نامهای به او داده اشاره میکند و امید دارد که این نامه مورد توجه او قرار گیرد. در نهایت، به مفهوم سادهدلی و تلاش برای ارسال پیام به او، شبیه به تاجرانی که به دنبال سود هستند، پرداخته میشود.