نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧۶١ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

صاحب عادل جلال ملک و دین دستور شرق

ای ز رفعت خاک پایت افسر خورشید و ماه

نفثه المصدور خواهم عرضه کردن پیش تو

گرچه داند رای صاحب حال من بی اشتباه

بر بساط حضرتت چون رخ نهاد ابن یمین

داد بختش همچو فرزین جای در پهلوی شاه

از قضا اسبش چو خر اندر خلاب عجز ماند

ای گرفته قدرتت درماندگانرا در پناه

راه تا مقصد بپای پیل صد فرسنگ هست

چون کند اکنون پیاده در رکابت قطع راه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به ستایش صاحب عادل و حاکم بزرگ می‌پردازد و او را به عنوان کسی که در عرصه ملک و دین مقام بلندی دارد معرفی می‌کند. او از جایگاه والای این حاکم نسبت به خورشید و ماه سخن می‌گوید و به وجود نیکی و شفقت او نسبت به درماندگان اشاره می‌کند. شاعر با اشاره به سختی‌های مسیر و چالش‌ها، از حاکم می‌خواهد که به او کمک کند تا به هدفش برسد و بر این نکته تأکید می‌کند که در برابر عظمت حاکم، قدرت‌مندان قادر به نجات دیگران هستند.