شمارهٔ ٧۶٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
صاحب صاحبقران والا علاء ملک و دین
مهترانرا داد دادی داد این کهتر بده
مانده ام چون مهره اندر ششدر رنج خمار
بنده خود را خلاص از رنج این ششدر بده
چون بیایم در پی اینقطعه سوی بزم تو
ساقی خود را بفرما کش یکی ساغر بده
خاطرم در مدح تو پرورد گوهر چون صدف
چون توئی گوهر شناس انصاف این گوهر بده
شکر شکرت غذای طوطی طبع منست
طوطی طبع مرا دائم ازین شکر بده
بکر فکرم نو عروس آمد بخدمت لطف کن
از قبول خود برای زینتش زیور بده
بارها ابن یمین را دادهای سوگندها
تا کی از سوگند آخر چیزکی دیگر بده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر (ابن یمین) به تمجید و تعریف از شخصی بزرگ و ارجمند به نام "صاحبقران" میپردازد و درخواستهایی از او دارد. او احساس میکند که در رنج و سختی است و از صاحبقران میخواهد که کمکش کند و از او خواستههایی چون ساغری برای نوشیدن و زیورهایی برای زیبایی بیان میکند. همچنین از سوگندهایی که قبلاً گرفته شده یاد میکند و به دنبال گشایش و بهبودی در وضعیت خود است. در کل، شعر به بیان رغبت و نیاز شاعر به الطاف و یاری صاحبقران میپردازد.