شمارهٔ ٧٧ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
اکسیر اعظم است در این روزگار کو
حلقه بگوش دنیی نا پایدار نیست
یکدل در اینزمانه نیابی که روز و شب
بر مرکب هوای طبیعت سوار نیست
با هر که ساعتی بنشینی هوای او
جز در فضایل زر کامل عیار نیست
میر و وزیر و مفتی و شیخ و مرید را
مانند باد هرزه رو و خاکسار نیست
آنکس فراز مسند شاهی نهد قدم
کاو را بتخت و افسر و زر افتخار نیست
فردا کسی شراب سعادت خورد مدام
کامروز از شراب هوا در خمار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف اوضاع روزگار و شرایط انسانی میپردازد. شاعر بر این باور است که در زمانهای که دنیای نا پایدار است، هیچ کس به صورت یکدل و پایدار یافت نمیشود. او به بیوفایی و ناپایداری افراد اشاره میکند و میگوید که حتی کسانی چون میرزایان و علمای دینی نیز در ناپایداری مشابه به باد و خاک هستند. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید میکند که بر تخت سلطنت قرار گرفتن کسی ارزشمند نیست، مگر آنکه از افتخار و فضایل واقعی برخوردار باشد. او به این نتیجه میرسد که فردا ممکن است کسی از خوشبختی و سعادت برخوردار باشد، در حالی که امروز در حال سرگردانی و خماری در اثر خواستههای دنیوی است.