نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧٧٩ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

الا ای نسیم صبا از ره لطف

گذر کن بخاک در شهریاری

که بوسد ز بهر شرف پای تختش

کجا باشد اندر جهان تاجداری

زمن عرضه کن اینسخن گر توانی

از آن پس که خواهی ازو زینهاری

که گر من برین در بنانی نیرزم

برین آستان پس چه باشم غباری

اجازت دهد تا نهم رو بملکی

که ارزم بنانی در آنملک باری

گواهی نه بر حال من بنده آنکس

که نتوان نهفتن ازو هیچ کاری

که چاکر درین اختیاری ندارد

رسانید کارش بجان اضطراری

رهی در جنابت گلی گر نباشد

نه آخر بگلشن بود نیز خاری

سحاب کرم را چه نقصان در آید

که آبی زند بر لب خاکساری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی از نسیم صبا و لطافت آن سخن می‌گوید و شاعر از آن می‌خواهد که به خاک شهریاری بگذرد که برای شرافتش ارزش و احترام قائل است. شاعر آرزو دارد که این لطافت و نیکویی به او برسد و بازگو می‌کند که اگر او در این دنیا ناتوان باشد، پس در آستان آن پادشاه چه ارزشی خواهد داشت. همچنین، او اشاره می‌کند که هیچ چیزی نمی‌تواند حال او را از آن پادشاه پنهان کند و چاکران از حق انتخابی برخوردار نیستند. در انتها، شاعر به زیبایی طبیعت و بارش باران اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی خاکی که از باران سیراب می‌شود، نیز ارزشمند است.