نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٧٩٣ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر چه ابر بلای سپهر زنگاری

فشاند بر گل زردم سرشک گلناری

هنوز همت ما سر بدان فرو نارد

کزو برم بر کس قصه ستمکاری

دلا نصیحت ابن یمین بجان بپذیر

که تا چو عقل شوی شهره در نکو کاری

چو زلف ماهرخان با همه پریشانی

مباش غافل و فارغ دمی ز دلداری

که عالمی بر دانا بدان نمیارزد

که بهر آن دل آزاده ئی بیازاری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به زیبایی و تلخی‌های زندگی اشاره می‌کند. با وجود مشکلات و غم‌هایی که مانند ابرهای تیره بر روی گل زرد زندگی‌اش سایه انداخته، او هنوز هم به مبارزه و اراده ادامه می‌دهد. شاعر به دلا در این شعر نصیحت می‌کند که باید برای بهبود خود تلاش کند و نیکوکار باشد. او به این نکته اشاره دارد که در عشق و دل‌داری نباید غافل بود و اهمیت جان‌های آگاه و آزاد را ستایش می‌کند. در نهایت، ارزش واقعی زندگی را در نادیده گرفتن رنج‌های دیگران می‌داند و بر اهمیت مهربانی و دلسوزی تأکید می‌کند.