نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٨٣۶ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در قصه شنیدیم کزین پیش بزرگی

یک بدره زر داد بیک بیت فلانی

ما هم بطمع پیش بزرگان زمانه

بستیم میانی و گشادیم زبانی

بردیم بسی رنج و نشد حاصل از اینکار

جز خوردن خونی و بجز کندن جانی

گر تربیت اینست بسا کاهل سخن را

دل تافته گردد چو تنور از پی نانی

عنقا و کرم هر دو یکی اند کزیشان

جز نام نیابند بتحقیق نشانی

ای اهل هنر قصه همینست که گفتم

هان تا نفروشید یقینی بگمانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این قصه، سخن از بزرگی است که به یک نفر مقداری طلا اهدا کرده است. راوی که به دنبال جلب توجه بزرگان زمانه است، برای این کار سختی‌های زیادی را متحمل شده و نتیجه‌ای جز زخم‌دیدن و رنج کشیدن نداشته است. او با بیان اینکه اگر این‌گونه تربیت شود، فرد به دلایلی چه بسا بی‌فایده خواهد شد. در نهایت، او می‌گوید که هنرمندان باید از واقعیت‌ها آگاه باشند و به نام‌های بی‌محتوا دل نبندند.