شمارهٔ ٨۴١ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
ز مخلوق کاری گشایش نگیرد
دل اندر خدا بند اگر کار خواهی
مرو گرد هر در بامید عزت
چه فخری بود کز ره عار خواهی
جناب امیر و وزیران نیرزد
که از حاجب بارشان بار خواهی
چو مرکز درین دائره پای بفشار
چه سرگشتگی همچو پر گار خواهی
ز ناجنس بگریز اگر آفتابست
ترا سایه خود بس ار یار خواهی
بوحدت بسر بر که راحت در آنست
اگر گلشن عیش بیخار خواهی
کزین خلق امید مهر آنچنانست
که آبحیات از لب مار خواهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ما میآموزد که اگر به دنبال گشایش و کامیابی هستیم، باید دل را به خدا بسپاریم و از وابستگی به دنیا و مقامهای ظاهری فاصله بگیریم. نویسنده تأکید میکند که دیگران، از جمله امیران و وزرا، نمیتوانند نیازهای ما را برآورده کنند و باید به اصل و منبع قدرت و عزت یعنی خداوند اتکا کنیم. همچنین اشاره میکند که باید از چیزهای ناپاک و خطرناک دوری کنیم و به وحدت و یگانگی فکر کنیم، زیرا در آن آرامش و راحتی وجود دارد. به عبارت دیگر، امید به انسانها به اندازهای ناامیدکننده است که مانند امید به آب حیات از زبان مار میباشد.