شمارهٔ ٨۴۵ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
سرا فاضل آفاق رکن ملت و دین
توئی که زبده اسلاف و فخر اخلافی
هر آن رموز کز آن عین عقل قاصر ماند
کند حقایق آن را بیانت کشافی
چگونه گوهر و صفت بسلک نظم آرم
که شرح فضل تو مشکل توان بوصافی
ز دیده همچو صراحی مدام خون بارد
کسی که با تو ندارد مدام دل صافی
کمینه بنده عالیجناب ابن یمین
که هست از ره اخلاص در وفا وافی
ز بندگی تو دور اوفتاده در تب و لرز
چو خاشه بر سر دریای خوی شده طافی
شفای خسته دلان چون ز تست لطف بود
بیک دو جرعه گلابش اگر شوی شافی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تجلیل و قدردانی از شخصیتی بزرگ و والامقام اشاره دارد که نماینده ملت و دین است. شاعر به صفات برجسته او و تاثیرات مثبتی که بر دیگران دارد، اشاره میکند و بیان میدارد که شناخت او و فضایلاش کار آسانی نیست. او به زیباییهای کلام و جاودانگی آثار این شخصیت اشاره دارد و در نهایت نشان میدهد که عشق و ارادت او به این بزرگوار، او را در شرایطی سخت و آشفته قرار داده است و از او میخواهد که با لطف و محبتش مرهمی بر دلهای خسته باشد.