نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٨۵٠ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عمری بغفلت ایدل نادان گذاشتی

بر عقل خود وساوس شیطان گماشتی

مغرور خود مباش که من فرض کرده ام

کایوان و قصر خویش بکیوان فراشتی

آخر نه روزکی دو سه چون بگذرد برین

رفتی و کار خویش بیاران گذاشتی

در کشتزار آخرت اندر حیات خویش

تخمی که حاصل دهد آنرا نکاشتی

آنها که با تو جنگ سکالند در جهان

رو باز گرد از در ایشان بآشتی

احوال دهر چون گذرانست پس چرا

دشوار روزگار خود اینسان بداشتی

گردی چو ابن یمین فارغ از جهان

بر لوح دل گر آیت حرمان نگاشتی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به این موضوع می‌پردازد که انسان‌ها غالباً غافل و نادان از حقیقت زندگی و دنیای خود به سر می‌برند. او به ما یادآوری می‌کند که نباید مغرور شویم و از عقل و تفکر خود غافل باشیم، زیرا روزی به پایان می‌رسد و کارهایمان بی‌نتیجه خواهد ماند. در کشتزار آخرت که سرشار از پاداش است، باید به کاشتن اعمال نیک بپردازیم و از دشمنی و کینه در دنیا پرهیز کنیم. شاعر همچنین به ناپایداری روزگار اشاره می‌کند و از ما می‌خواهد از بی‌اهمیتی به زندگی پرهیز کنیم و اگر دلی پر از غم داریم، باید آن را در لوح دل ثبت کنیم تا شاید روزی یادآوری‌اش کنیم.