نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٨۴٧ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

شهاب‌الدین علی را گفت یاری

که ما را از مِیَت چون نیست بهری

تو خود باری همی‌نوش و میفکن

نشاط باده از شهری به شهری

جوابش داد کان نوشیدنی نیست

کزان خواهم گرفتم پادزهری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شهاب‌الدین علی به یاری خود گفت که از میت بهره‌ای نداریم. او از یار خواست که خود هم بنوشد و شراب را رها نکند، زیرا خوشی باده از شهری به شهر دیگر منتقل می‌شود. یار در پاسخ گفت که نوشیدنی وجود ندارد، زیرا می‌خواهد پادزهر آن را بگیرد.