شمارهٔ ٨۶۶ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
مرا در خفیه دی میگفت یاری
که بینم شاه را از تو غباری
چه گفتی باز گو تا هست باقی
در آن حضرت مجال اعتذاری
بدو گفتم که تا اکنون جز اخلاص
بحمدالله نکردم هیچ کاری
ولی گفتم ازو لایق نباشد
پس از پیری شدن توزیع خواری
خصوصا در زمان شهریاری
کریمی نامجوئی کامکاری
چو باد مهرگانی زر فشانی
چو ابر نوبهاری در نثاری
چه نقصانست در مالش و گر هست
کجا شد همت عالیش باری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به یک دوست میگوید که در مورد شاه و شرایط او چیزی بشنود. او تأکید میکند که از ابتدا تنها با اخلاص کار کرده و از خود عذرخواهی نمیکند. شاعر به پیری و ناتوانی اشاره میکند و میگوید که در زمان حکومت شاه باید به کارهای خوب و کریمانه توجه شود. او همچنین به زیبایی و برکت اشاره میکند و سوال میکند که اگر شاه ثروتمند است، چرا همت و ارادهی او در کارها پایین آمده است.