نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٨٨٣ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هر که در عالم رندی قدمی رفته بود

هیچ زاهد نتواند که بنازد بروی

زو فره می نتوان برد ولی وقت سپرد

دنبه بگذارد و به نیز گدازد بروی

گر بزرگی کند اندر نظرش حاتم طی

سر بپاشندگی خرده فرازد بروی

سکه داری که چنین است سترک و روشن

خرقه رندوشی نیک برازد بروی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره انسان‌هایی است که در عالم رندی و زندگی آزادانه قدم گذاشته‌اند. شاعر می‌گوید که هیچ زاهدی نمی‌تواند به آن‌ها افتخار کند و آن‌ها را در جنبه‌ای برتر از خود بداند. هرچند زاهدان از تعالیم و اصول خود پیروی می‌کنند، اما نمی‌توانند به جذابیت و آزادی این رندها دست پیدا کنند. همچنین اشاره می‌شود که بزرگان واقعی مانند حاتم طائی در برابر این رندها خاضع‌اند و در واقعیت، ثروت و مقام تنها از طریق دل و شخصیتی که دارند شناخته می‌شود. در پایان به این نکته تأکید می‌شود که هرچند ظواهر مهم هستند، اما وجود باطن انسانی و صفات درونی است که ارزش واقعی را تعیین می‌کند.