نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ٩٨ ابن یمین

ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

جهان لطف و کرم تاج ملک خواجه علی

توئی که کس ز تو شد هر که در زمانه کس است

طبیعتی است در احیای مکرمات ترا

که هست خاصیتش آنکه عیسوی نفس است

بجز خیال کسی شبروی نیارد کرد

در آن دیار که سر پاس پاس تو عسس است

بهر مهم که نهد رای تو قدم در پیش

هزار منزل ازو آفتاب باز پس است

سخن سرای که وردش ثنای تو نبود

میان اهل سخن هرزه لای چون جرس است

مرا تو آنچه بتشریف داده ئی همه عمر

ز بهر فخر بر ابنای روزگار بس است

ولیک طوطی طبعم که طوطی ملکوت

بجنب او چو بنزد همای خرمگس است

از آنکه بال و پری نیستش مناسب حال

فتاده اکثر اوقات دربن قفس است

ببخش بال و پری از مثال ترخانیش

که در هوای تو پرواز کردنش هوس است

کنون که دسترست هست دستگیرش باش

مده ز دست مر اینوقت را که دسترس است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره بزرگی و فضائل شخصی به نام خواجه علی است که به او لقب تاج ملک داده شده. شاعر از لطف و کرم او صحبت می‌کند و می‌گوید که هر که به او نزدیک شود، به نوعی در کمال و مقام خواهد بود. او همچنین به ویژگی‌های خاص خواجه علی اشاره می‌کند که او را از دیگران ممتاز می‌کند. شاعر بر این باور است که ستایش از خواجه علی باید در میان اهل سخن بر برترین جایگاه قرار گیرد و به او به عنوان یک الگو نگاه می‌شود. در نهایت، شاعر از خواجه می‌خواهد که به او بال و پر بدهد تا بتواند در آسمان فضائل او پرواز کند و از او درخواست کمک می‌کند.