شمارهٔ ١٠٢ ابن یمین
ابن یمین فریومدی / قطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
چنان سزد که ز کار جهان نفور بود
کسیکه پیرو گفتار مردم داناست
ز بیوفائی گیتی اگر نئی آگاه
بقصر خواجه نگه کن که اندرو پیداست
درین سرا و درین صفه و درین مسند
بسی امیر نشست و وزیر ازو برخاست
توهم روی و نمانی درین سرا جاوید
گرت خوش آید و ورنه منت بگفتم راست
چو اختیار نداری بسان ابن یمین
نکوتر از همه کارت رضای دل بقضاست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به این نکته اشاره دارد که اگر کسی به بیوفایی و ناپایداری این جهان آگاه است، نباید به نظرات دیگران اهمیت زیادی بدهد. در این دنیا، امیران و وزرای بسیاری آمده و رفتهاند و هیچکس در این دنیا ماندگار نیست. بنابراین باید به رضایت دل و قضا راضی بود، حتی اگر شرایط دلت خوشایند نباشد. در نهایت، تأکید میشود که انسان هرچه در زمینههای مختلف آزادی عمل نداشته باشد، بهتر است به سرنوشت خود راضی باشد.