شمارهٔ ۱۳ - ایضاً ابن یمین
ابن یمین فریومدی / معمیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آمد بر من خادمکی همچو دو پیکر
ز آهن زده بر خود گرهی سخت میانش
دارد دو سر و یک دهن اما دهنش را
نی رسته دندان بوی اندر نه زبانش
وین طرفه که بی آنکه نماید سر دندان
پاره کند آنرا که در آید بدهانش
بی روح و روانست ولی کار بری جلد
دارد ذکر اما کس و کونست عیانش
تا در نکنی در کس و کون وی انگشت
در کار نیاید تن بی روح و روانش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی یک خادم یا موجودی است که به شکل دو پیکر و از آهن ساخته شده است. این خادم دارای دو سر و یک دهان است، اما دهانش بدون دندان و زبان است. جالب اینجاست که این موجود میتواند بدون اینکه دندانی داشته باشد هر چیزی را که به دهانش برود، پاره کند. این خادم به ظاهر بیروح و بیاحساس است ولی کارهای شگفتانگیزی انجام میدهد. او هم ذکر دارد و هم قابل مشاهده است، اما برای شناخت واقعی او باید به جزئیات دقت کرد. در نهایت، شاعر به این نکته اشاره میکند که این موجود، بدون روح و روان نمیتواند کاری انجام دهد و کارش تنها در سایه فهم و شناخت ما از او ممکن است.