شمارهٔ ۱ الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / گزیدهٔ منظومهٔ «حسن منظر» / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
ای از تو محیط مرکز خاک
نه منظر برکشیده افلاک
روزی ده ممکنات جودت
نام آمده واجب الوجودت
ای کرده زبان هر سخن ساز
از تو درِ مخزن سخن باز
جز بر تو نمی سزد ستایش
الا به تو نیست خویش نیایش
ای نور ده چراغ بینش
موجود ز جودت آفرینش
برتر ز خیال خلق ذاتت
سرگشته عقول در صفاتت
حسن از تو گرفته خلعت ناز
عشق از تو نیاز کرده آغاز
بی مثل و شریک و بی نظیری
قیّوم و مهیمن و قدیری
کاخ فلک از تو برکشیده
سطح زمی از تو آرمیده
خورشید به بر قبای زربفت
پوشیده و از تو کرده هر هفت
پاکان همه عاشق جمالت
سرمست ز باده ی خیالت
شاد از تو به بخت عشق سرمد
سر دفتر عاشقان محمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به توصیف خداوند و ویژگیهای او میپردازد. او خدا را مرکز هستی و منبع همه موجودات میداند که تنها شایسته ستایش و نیایش است. خداوند نور بصیرت و مایه آفرینش است، و صفات و اوصاف او برای عقلهای بشر فراتر از تصور است. زیبایی و عشق به خداوند وابسته است و او بینظیر و قادر مطلق است. عالم و طبیعت به وجود او متکی هستند، و همه موجودات و پاکان در عشق به جمال او سرمست هستند. در نهایت، شعر به عشق و محبت به پیامبر محمد (ص) ختم میشود.