بخش ۳۱ - آمدن گروه جنیان به خدمت امام علیه السلام الهامی کرمانشاهی
الهامی کرمانشاهی / خیابان اول / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو آنان برفتند ازگرد شاه
گروهی بیامد زجنی سپاه
به دست اندرون جمله راتیغ تیز
مراینان چون آنان بگفتند نیز
که ما جنیان دوستدار توایم
به هر کارخدمتگزار توایم
بدین گونه فرمود فرخنده شاه
بدان نامداران جنی سپاه
که یاری نخواهم من از هیچ کس
مرایار جان آفرین است و بس
به فرمان من جمله تن دردهید
ازیدر سوی جان خود رخ نهید
دهم روز ماه محرم که من
کنم رزم با دشمن خویشتن
گرایید یکسر به دشت بلا
به نزد من آیید درکربلا
شنیدند چون جنیان این سخن
برفتند زی بنگه خویشتن
چو جنی سپه گشت زانجا روان
بپیمود زی مکه ره کاروان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این بخش، هنگامی که گروهی از جنیان به درگاه شاه میآیند، به او اعلام میکنند که دوستدار او هستند و آماده خدمت به او میباشند. شاه نیز این را میپذیرد و به جنیان میگوید که از هیچ کس دیگر یاری نخواهد خواست و فقط به یاری جان آفرین نیاز دارد. او از جنیان میخواهد که در دهم ماه محرم برای کمک به او در نبرد با دشمنانش به دشت کربلا بیایند. جنیان با شنیدن این سخن به سمت مکان خود حرکت میکنند و به جمعکردن سپاه جنیان میپردازند.