نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۳ - درذکر نامه های اهل کوفه و مضمون آنها الهامی کرمانشاهی

الهامی کرمانشاهی / خیابان اول / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چنین بد گزین همه نامه ها

که بودی نبشته ابا خامه ها

که شاهنشها دادگر داورا

پدر تاجدارا نیا مهترا

یزید ستمکار بیدادگر

شده تا جور بر به جای پدر

دل ما ندارد بدو مهر چند

که ناپاک خوی است و ناهوشمند

تو را بد پدر پادشاه عراق

بود زآن تو تختگاه عراق

نداریم ما پیشوایی به دین

تویی پیشوای همه راستین

نیاری گر امروز رو درعراق

نماییم فردا همه اتفاق

بر پاک پیغمبر انس و جان

زتو شکوه ها سرکنیم آن زمان

که ما را نبد رهنمایی به دین

به جز پورد ای سید المرسلین

دل ازمهر و پیوند ببرید او

همه هر چه گفتیم نشنید او

شود گر خداوند پرسشگرا

چه گویی درآن دم جواب ورا؟

قدم رنج فرما به مرز عراق

که دیگر نداریم تاب فراق

دگر آنکه ای کارفرمای دین

بهار است و سبز است یکسر زمین

زانبوه گل های با آب و رنگ

همه پهندشت فراخ است تنگ

بشو چند گاهی به ما میهمان

بزرگ است مهمان بر میزبان

چو بر خواند آن نامه ها شهریار

به بر خواند عم زاده ی نامدار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به یزید، پادشاه ستمگر، انتقاد می‌کند و از بی‌عدالتی‌های او سخن می‌گوید. شاعر از ناپاکی و نادانی یزید گله‌مند است و می‌گوید که دلش نسبت به او محبت ندارد. او همچنین از عدم وجود رهبری دینی مناسب ناله می‌کند و بر ضرورت وجود یک پیشوای راستین تأکید می‌کند. شاعر از خداوند می‌خواهد که قدم بر مرز عراق بگذارد و به فراق نقطه پایان بگذارد. او دعوت به مهمانی می‌دهد و بر اهمیت مهمان‌نوازی تأکید می‌کند. در نهایت، اشاره می‌کند که این نامه‌ها به شاهنشاه می‌رسد و در آنجا محتوای نامه‌ها خوانده می‌شود.