نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ امامی هروی

امامی هروی / اشعار دیگر / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

ستوده شمس دین ای صبح لفظت

بمهر از مشرق معنی دمیده

هم از لفظت معانی فخر کرده

هم از معنیت دعوی بگرویده

مقالت همچو اخبارت ستوده

خصالت همچو اخلاقت حمیده

نظیرت ما در ارکان نزاده

ضمیرت پرده ارکان دریده

منور کرده شاه اختران را

فروغ چهره ی تو رای دیده

چنانگشته ز تو گیتی که گردون

بسر پیرامن گیتی دویده

روان در گلشن ارکان نسیمت

بلفظ از روضه ی طبعت وریده؟

جهان در حیز حرمان درختیست

همای همتت زو پر بریده!

قدر قدرا چو پشت آسمان گشت

ز بار منت برّت خمیده

نه گرد از دامن جاهت فشانده

نه بوی از گلبن مدحت شنیده

ز من در دلی بشنو کزین غبن

دل من چون اناری شد کفیده

مرا پوسیده دستاری قدیمست

بالهام و کرامت پروریده

ز گردون کهنه تر بسیار وز چرک

چو از روغن که بر کاغذ چکیده

حذاقت در میانش جای جسته

نحوست در کنارش آرمیده

ز وصفش گوهر معنی شکسته

ز عقدش صورت دولت رمیده

کواکب رشته پیش از چرخ پودش

زمان پیش از مکان تارش تنیده

نخستین روزش آدم بسته پرگار

در او صد رخنه ز ابلیس اوفتیده

بهر پودی که آدم کرده دروی

ازو ابلیس پنجه در کشیده

گهش دراعه بوده که مصلی

گهی پوشیده گاهی گستریده

گه او را خرقه خوانده گاه دستار

در او گه خفته گه زن خوابنیده

از اینسان تحفه ای دارم که در دهر

ندارد مثل آن هیچ آفریده

ز تشویش خیالش پیر تدبیر

خزف از خلوت طبعم خریده

ز تقریر صفاتش ذوق لفظم

شراب شوق معنی ناچشیده

نه اندر آتشش می آرم افکند

نه می بپذیردش کس ناخریده

همیشه تا ز خار گلبن فکر

نگردد دیده ی معنی خلیده

ز خار گردش گردون او باد

گل صد برگ اقبالت دمیده

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر مدح و ستایش از شخصیت خاصی است که به عنوان یک صبح درخشان و مظهر علم و معانی معرفی شده است. شاعر به زیبایی‌های او، اخلاق نیکو و خصائل برجسته‌اش اشاره دارد و او را به عنوان یک چراغ و روشنایی در جهان می‌شناسد. شاعر از افتخارات و معانی عمیق کلمات او صحبت می‌کند و تأثیر او بر جهان را بزرگ می‌داند. او همچنین به غم و اندوه دل خود اشاره می‌کند و بیان می‌کند که در دلش احساس غبن و افسوس دارد. شاعر بیان می‌کند که شخصیت مورد ستایش او را به جهانی از خوبی‌ها و زیبایی‌ها وصل کرده و او را چون گلی در باغی می‌داند که از خارهای زندگی دور است. در نهایت، شاعر اظهار می‌دارد که چنین شخصیت پر ارزشی در دنیا بی‌نظیر است و تفکر و احساساتش عمیق و پیچیده است.