نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴ امامی هروی

امامی هروی / اشعار دیگر / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای بصد برهان در بحث حقایق گردون

تا نموده چو توز آغاز جهان برهانی

گه پی افکنده ی از حکمت یویان کاخی

گه بنا کرده در ایوان علوم ایوانی

پرتو رای تو هر چشم خرد را نوری

صورت لفظ تو هر جسم سخن را جانی

دهر در ساحت مقدار تو بی مقداری

چرخ بر درگه تعظیم تو سر گردانی

قوت طبع من و مرتبت دانش تو

پایه عنصری و دستگه سحبانی

مردم چشم من و آرزوی خاک درت

مرکز دردی و در داره درمانی

سرورا گرچه مرا رنج ره و زحمت جسم

و الهی کرده ز جور فلک و حیرانی

هر دم از دوری درگاه تو بیچاره دلم

....................................ـانی

ای امامی سخن انصاف که در روی زمین

نیست امروز نظیر قلمت برهانی

سخنت جان سخن بودی اگر فیض ازل

کردی از روح قدس جسم سخن را جانی

نیست الا سخن خوب تو نزلی لایق

از عقول ار سوی ارواح رسد مهمانی

دارم امید بجود ازلی کز رحمت

کند از وصل تو اندر حق من احسانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به زبان شاعرانه‌ای نوشته شده و به ستایش از یک شخصیت بزرگ علمی یا فلسفی می‌پردازد. شاعر از قدرت و عمق تفکر او سخن گفته و او را منبع روشنایی و دانش می‌داند. در این شعر، شخصیت مورد نظر به عنوان محور حقیقت و دانایی معرفی شده و تأثیرات عمیق او بر جهان هستی و علم مورد تاکید قرار می‌گیرد. شاعر به رنج و زحمت‌های خود در زندگی اشاره کرده و از او خواسته که به او نور امید و رحمت عطا کند. متن به نوعی درخواستی از خداوند نیز دارد تا او را از برکات وجودی این شخصیت بهره‌مند سازد.