شمارهٔ ۱۷ امامی هروی
امامی هروی / اشعار دیگر / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
زهی نوک کلک تو بحر معانی
زهی لفظ عذب تو عقد لالی
ز عفد لآلیت جان را مفرح
ز بحر معانیت دین را معالی
سپهر جلال تو ز اندیشه بر تر
حدود کمال تو زندیشه خالی
کمال تو از ذروه ی لا مکانی
جلال تو از عالم لایزالی
و گر بگذرد در ضمیر تو ملکی
حوادث شود منقطع زان حوالی
روان خرد عاجز آمد ز مدحت
که بس بی نظیری و بس بی همالی
ترا عمر بادا که خورشید گردون
کند پیش خورشید رویت هلالی
ترا حکم بادا که عقد تو زیبد
که در صحن دولت کند کو توالی
دگر تا شود پیش اهل تناسخ
جهان از دواوین اشعار خالی
بر اوراق دیوان گیتی مبادا
بجز مدحت عز دین بوالمعالی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش معانی عمیق و زیباییهای شخصیت و وجود یک فرد اشاره دارد. شاعر از کلمات و عبارات شیرین به عنوان نمادی از اهمیت و قدرت وجود آن شخص یاد میکند و او را فراتر از همه مفاهیم انسانی میداند. شاعر به ویژگیهای برتر این فرد، از جمله جلال و کمال او، اشاره میکند و معتقد است که او در مقایسه با دیگران بینظیر است. شاعر آرزو میکند که این فرد مانند خورشید درخشان باشد و سایهاش بر دیگران بیفتد. در نهایت، شاعر تأکید میکند که دنیای شعر و ادب باید به مدح و ستایش او اختصاص یابد.