نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵ امامی هروی

امامی هروی / اشعار دیگر / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدایگان صدور زمانه، مجد الملک

زهی متابع درگاه تو سپهر برین

توئی که انجم و افلاک را ز رفعت و قدر

ملازم در جاه و جلال تست چنین

که سر ز خط تو برداشت چو نقلم که بنانت

باب تیره فرودش نبرد خوار و حزین

چو روزگار که مقصود جنبش فلک اوست

نهاد بر خط امرت باختیار جبین

عجب نباشد اگر لاجورد گردون را

قضا بخاتم امر تو در کشد چو نگین

بمسند تو که تعظیم دین و دولت ازوست

که سعد چرخ که در سیر اوست دولت و دین

اگر ز چنبر حکم تو بگذرد چو رسن

سیاست تو بچاهش فرو برد بزمین

ز بحر موج ضمیرم کنار بحر محیط

شود چو دامن مدح تو پر ز در ثمین

مرا چو مرشد عقل اندرین تمنا دید

که بود بر سر راهم چو چشم حادثه بین

چه گفت، گفت که دست از رکاب خواجه مدار

که اهل فضل و هنر را هم اوست حبل متین

همیشه تا نبود بی زمین نظام جهان

همیشه تا نبود بی مکان قرار مکین

ترا و نسل ترا باد در زمان و مکان

خدای عزوجل ناصر و مغیث و معین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر «خدایگان صدور زمانه مجد الملک» به ستایش و تعظیم یک شخصیت برجسته، به احتمال زیاد یک پادشاه یا حکمران، اشاره دارد. شاعر از مقام و عظمت او، تأثیرش بر آسمان‌ها و زمین و همچنین نقش او در برپایی دین و دولت صحبت می‌کند. او به قدرت و حکمت این شخصیت اشاره می‌کند و به او توصیه می‌کند که همواره در رهبری خود ثابت‌قدم باشد، زیرا دیگران نیز از او بهره‌مند می‌شوند. در نهایت، شاعر دعا می‌کند که این شخص و نسلش مورد لطف و یاری خداوند قرار گیرد.