شمارهٔ ۱ امامی هروی
امامی هروی / اشعار دیگر / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای خانه و ضمیر تو خورشید و تیر ملک
ای در نظام دور جهان دستگیر ملک
هم قدر تو شکوه ملوک و صدور دهر
هم صدر تو پناه صغیر و کبیر ملک
در فیض مکرمت قلمت تا شکیب داد
در صدر مملکت کرمت ناگزیر ملک
حصن حصین حزم تو قصر مشید جاه
قصر مشید جاه تو چرخ اثیر ملک
با روزگار دوش چه کرد اقتصار طبع
بخت جوان اهل هنر رای تیر ملک
گفتم بعز جاه که سر بر فلک کشید
دست سخا و مسند فضل از سریر ملک
گفت از شکوه دولت صاحبقران عهد
دستور شرق حاتم ثانی مشیر ملک
جان کرم، جهان معانی، ظهیر دین
مانند روغنست در اجزاء شیر ملک
پی امر تو مباد وضیع و شریف دهر
بی حکم تو مباد قلیل و کثیر ملک
تا ز آفتاب رأی تو کرد اقتباس نور
اجرام روشنند ز بدر منیر ملک
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عظمت و اعتبار یک فرد (که به نظر میرسد مقامی بلندپایه یا پادشاه است) در نظام اجتماعی و سیاسی دنیاست. شاعر به وصف ویژگیهای برجسته این فرد میپردازد و او را بهعنوان منبع قدرت و هدایت در جامعه معرفی میکند. او به ارتباط میان شایستگیهای فرد و ملوک گذشته اشاره میکند و اظهار میدارد که این فرد، هم پناهنده ضعیفان است و هم میراثدار فضایل بزرگ. در نهایت، شاعر از نورانی بودن صفات این فرد سخن میگوید که مشابه نور خورشید، راهنمای دیگران است. بهطور کلی، شعر نگاهی مثبت به مقام و شخصیت این فرد داشته و از او بهعنوان الگویی برای جامعه یاد میکند.