نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱ - در وصف سین امامی هروی

امامی هروی / قصاید / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

سحرگه در جهان جان بعون مبدع اشیا

مسافت قطع می کردم زلا تا حضرت الا

موالید و طبایع را چنان از هم جد کردم

که بر سطحی مربع شد ز یک نقطه سه خط پیدا

جهانرا مرکزی دیدم محیطش دور پرگاری

که کردی آخر هر دور، در، دوری دگر مبدا

فلک را در اثر هر یک مؤثر دیگری دیدم

بنسبت هر یکی والی بگوهر، هر یکی والا

کواکب را چنان دیدم دوان بر صفحه گردون

که از سیماب گوئی چیده دری از در مینا

یکی چون کاسه سیمین، میان نیلگون وادی

یکی چون زورقی زرین درون نیلگون دریا

یکی چون لعل فام آتش ولی در آبگون مجمر

یکی چون زمردین، ساغر ولی پر آتشین صهبا

یکی چون جوهر سیماب در زرنیخ گون پیکان

یکی چون لاله نعمان یکی چون لؤلؤ لالا

مسیر هر یکی یکسان ولی در سیر هر یکرا

تفاوتها ازین گیرد جهان گرد روان پیما

وز ایشان چون گذر کردم بمعنی عالمی دیدم

که اجرام سماوی را مدبر بود ز استیلا

بساطش چون زمین خرم، فضایش چون هوا دلکش

ازو هم بی خبر واقف ازو هم بی صور زیبا

بسوی آن جهان بودی تحرک نفس جزوی را

که سوی کل خود باشد همیشه جنبش اجزا

ورای این جهان دیگر سپهری نامور دیدم

که بودی آفرینش را فرود قدر او مأوا

به قوت اخرین جوهر به جوهر اولین قوت

به برهان علت معنی، به معنی حکمت اسما

مربی نفس کلی را روان از فیض او کامل

مقوی عقل جزویرا، روان از نور او بینا

بدو قائم همه اعراض، او در معرض عرفان

همه محتاج عون او واو، در عین استغنا

در آن حضرت چو قصد سیر کردم یافتم خود را

چو دیگر سالکان اندر طواف کعبه علیا

حقایق باز می جستم ز قرب علت اول

دقایق نقد می کردم ز عقد گوهر گویا

وز آنجا چون نظر کردم ز حیرت وادائی دیدم

زوال عقل را مولد، کمال عشق را منشا

نه عقل از کنه او واقف؛ نه علم از قعر او آگه

نه کیفیت در آن وادی، نه ماهیت در آن اقصا

وز آنجایی امامی، فرد روی اندر ره وحدت

نهادم وحده گویان تبارک ربنا الاعلی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به بیان تجربیات خود در عالم خیال و تفکر درباره خلقت و عناصر طبیعی می‌پردازد. او در سحرگاه به مشاهده و تحلیل کائنات می‌پردازد و جهان را به شکل دایره‌ای بزرگ و حامل اجسام آسمانی توصیف می‌کند. این اجسام مانند ستاره‌ها و سیارات را با تشبیهاتی زیبا و هنرمندانه توصیف می‌کند، همچنین به وجود یک جهان دیگر با ویژگی‌های خاص و معنوی اشاره می‌کند. شاعر ارتباطی عمیق میان اجزای جهان و کل آن احساس می‌کند و بر این باور است که همه موجودات به یک منبع واحد وابسته هستند. در نهایت، او به دنبال حقیقت و معرفت ناب است و خود را در جستجوی وصل به اصل هستی می‌بیند. این شعر نشان‌دهنده پیچیدگی‌های تفکر فلسفی درباره خدا، عشق و وجود است.