شمارهٔ ۲۷ - در مدح علاء الدوله ابوالفتح امامی هروی
امامی هروی / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)
بر اوج گنبد گردون ز موج لجه ی عالم
چو جرم زهره و تیر است و عین کوثر و زمزم
فروغ ساغر پهبا ز بزم داور گیبتی
شعاع جوهر جنجر ز، رزم خسرو اعظم
سپهر آخر شاهان جهان کشور شاهی
مدار مرکز تکوین مراد گوهر آدم
بلوغ ناطقه بوالفتح رکن و ملجاء دنیا
علاء ملت و دولت، شکوه افسر و خاتم
خدیو دوره ی سلجوق شاه عالم و عادل
پناه جنبش گردون قوام عنصر عالم
زهی در آتش مهر تو آفتاب مضمر
زهی در آیت وصف تو، حرز مدح تو مدغم
مریص قوت دین را دوام عدل تو عیسی
مسیح راحت جان را، نسیم لطف تو مریم
سواد دیده ی گردون ز عکس روی تو روشن
اساس خطه ی ارکان بسعی حکم تو محکم
بیمن عدل تو گیتی، همیشه با لب خندان
بفر حلم تو دوران همیشه با دل خرم
از آب تیغ تو آتش، ز تاب خشم تو زهره
فسرده در دم ثعبان، فسرده در بر ضیغم
ز دور و بزم تو فارغ، ز جود و رزم تو خالی
بسیط مسجد و میدان ز صیت حاتم و رستم
خلاف عهد تو موئی گرفته بر تن اعلا
زیاد رمح تو افعی ز بیم تیغ تو ارقم
ز صدر سینه حاسد گزیده رمح تو مشرب
ز مغز کله ی اعدا نموده تیغ تو معطم
نهیب رایت تو دل ربوده از بر دشمن
بآب چهره خنجر بتاب طره پرچم
همیشه تا شود از تاب سیر خسرو انجم
همیشه تا بود از عکس جام باده ی در غم
گسسته بر رخ گردون، خنده برقع کحلی
نشسته بر گل جانان چو لاله قطره ی شبنم
چو رخش و دولت و دین باد بسته بر در عمرت
ز روز و شب همه ساله عنان اشهب و ادهم
ز تاب آتش تیغت فتاده آب در آتش
ز بوی نافه ی خلقت گرفته آهوی چین شم
سپهر صیت تو گردان و مهر رای تو روشن
جهان نام تو باقی و روز خصم تو مظلم
همیشه بر قد دولت قبای حکم تو چابک
همیشه بر سر دشمن قضای تیر تو مبرم
دوام دولت و دین را ثبات عدل تو همبر
ثبات ملت حق را دوام جاه تو همدم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف ویژگیها و عظمت پادشاهی و عدالت اشاره دارد. شاعر با استفاده از تصاویر زیبا و نمادهای طبیعی، قدرت و جایگاه بلندی که برای پادشاه در نظر دارد را به نمایش میگذارد. او پادشاه را چون خورشیدی درخشان میبیند که بر عرصه زمین میتابد و به زیبایی و روشنی جهان میافزاید. شاعر به فضایل پادشاه، مانند عدالت و لطف اشاره میکند و از تأثیر مثبت او بر جامعه و سرزمینش سخن میگوید. همچنین، قدرت و شجاعت پادشاه در مواجهه با دشمنان و محافظت از دین و ملت به تصویر کشیده شده است. در نهایت، شاعر آرزو میکند که دولت و دین پادشاهی پایدار بماند و او را به عنوان ملجأ و قوام عالم معرفی میکند. کل شعر نمایانگر افتخار و ستایش از یک پادشاه بزرگ و عادل است.