شمارهٔ ۱۰ امامی هروی
امامی هروی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
از نسیم زلفش ای باد سحر
گر خبر داری چرائی بی خبر
چند پیمائی هوا بر کوی او
گر گذر داری ز گردون بر گذر
سایه زلفش سواد چشم تست
گر نمی بینی زهی نور بصر
پرتو لعلت فروغ وصل اوست
گر نمی دانی زهی صاحب نظر
سالک بی علم و علم بی سلوک
هست اگر خود سر بسر روزی و زر
شمع و تاریکی و نابینا و چاه
تیغ و ناهشیار بی پرهیز و سر
ای امامی آفتاب اندر شبست
در عبارت وصل آن زیبا پسر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیبایی و جذابیت محبوب میپردازد. شاعر به باد صبح میگوید که اگر از زلف محبوب خبر دارد، چرا او را بیخبر میبیند. او از گذر در کوی محبوب صحبت میکند و میگوید سایه زلف او همچون چشمی است که اگر نبیند، نور بصرش بیفایده است. از طرفی، شاعر به افرادی که فقط علم دارند بدون سلوک و معرفت اشاره میکند و آن را بیفایده میداند. در انتها، محبوب را به امام روشنی در شب تشبیه کرده و از زیباییهای او سخن میگوید.