شمارهٔ ۲۰ امامی هروی
امامی هروی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
باز بیدین و دلم کرد شبیّ و سحری
از خم زلف فروغ رخ زرّینکمری
بیمحابا به سر زلف بلائی، ستمی
بیتکلف به لب لعل، قضائی، قدری
شعلهای، برقی، تابی، شرری، تیغزنی
آتشی، آبی، روحی، خردی، تاجوری
پرتوی، نوری، حوری، قمری، خورشیدی
شاهدی، شوخی، شنگی، شغبی، خوش سیری
ساحری، تندی، جادوفکنی، خیرهکشی
فتنهای، مستی، لشکرشکنی، عشوهگری
حاصل صیت امامی ز حصول غم توست
بیدلی، شیفتهای، سوختهای، بیسپری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از شیفتگی و عشق خود به معشوق سخن میگوید. او اشاره میکند که چگونه معشوقش با زلف و چهرهاش دل او را میرباید و بیمحابا به او عشق میورزد. ویژگیهای زیبایی معشوق، از جمله لب لعل و چهره روشن، باعث شعله ور شدن عشق و اشتعال در دل شاعر میشود. او همچنین به احساسات عمیق و فتنهانگیزی که در این رابطه وجود دارد، اشاره میکند و حس بیدلی و سرگشتگی خود را در عشق به معشوق بیان میکند. در نهایت، او به غم و درد ناشی از جدایی و دوری از محبوب نیز اشاره دارد.